محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

549

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 356 پيمان با مردم بعلبك بلاذرى ص 129 - 130 . چون ابو عبيده كار شهر دمشق را به پايان برد ، به سوى شهر حمص در بعلبكّ ، روانه شد . مردم آنجا خواستار زنهار و آشتى شدند و ابو عبيده نيز با آنان پيمان صلحى بست : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، زنهار نامه‌اى است براى فلان پسر فلان و مردم بعلبكّ : براى روميان ، پارسيان و تازيان آنجا ، بر داراييها ، جانها و خانه‌هايشان ، چه در درون و چه در بيرون شهر ، و نيز بر آسياهاى ايشان . روميان مىتوانند چهارپايان خود را از جايگاه خود تا فاصلهء پانزده ميل بچرانند ؛ و نبايد در شهرى آباد جاى گزينند ؛ ولى چون ماه ربيع و جمادى الاولى سپرى گردد ، به هركجا كه بخواهند مىتوانند بروند . هركس از ايشان اسلام پذيرد ، در سود و زيان با ما برابر خواهد بود . سوداگران رومى به هر بخش از سرزمينهايى كه با ما در صلح‌اند ، مىتوانند سفر كنند . و هر كدام كه بمانند ، بايد گزيت و خراج بپردازند . ( 2 ) 356 / 1 - 2 نامهء عمر به ابو عبيدة بن جرّاح دربارهء ارث بحن 1 / 28 ، 46 ش 189 ، 323 ؛ ابن ماجه 23 / 9 ش 2737 ؛ ترمذى 3 / 182 ؛ سنن دارقطنى ، كتاب الفرائض ( چ هند ص 461 ) ؛ دراسات فى الحديث النّبوى ، مصطفى الأعظمى ، چ 1980 ص 139 ، وى از سير أعلام النّبلاء ، ذهبى 3 / 340 نيز نقل كرده است . مردى به سوى مردى ديگر تيرى افكند و او را كشت ؛ و او جز يك دايى ، وارث ديگرى نداشت . ابو عبيدة بن جرّاح دربارهء اين رويداد ، نامه نوشت . متن نامه جز در روايت ابن حنبل كه نخست ، نامهء شمارهء 356 / 3 زير را آورده ، در جاى ديگر نيامده است . وى گفته است : آنان به سوى هدفهايى در آمد و شد بودند . ناگهان تيرى كه دانسته نشد